پاسداری از جمهوریت
از ابتدای تشکیل دولت تدبیر و امید تاکنون بدنۀ انقلابی کشور همواره انتقادات ریز و درشتی را نسبت به نوع نگاه و عملکرد آن داشتهاند؛ از دیپلماسی و سیاستهای برجاممحور گرفته تا عبور از اغلب مصوبات دولت قبلی یا حتی نحوۀ برخو
هوالمحبوب
پاسداری از جمهوریت
از ابتدای تشکیل دولت تدبیر و امید تاکنون بدنۀ انقلابی کشور همواره انتقادات ریز و درشتی را نسبت به نوع نگاه و عملکرد آن داشتهاند؛ از دیپلماسی و سیاستهای برجاممحور گرفته تا عبور از اغلب مصوبات دولت قبلی یا حتی نحوۀ برخورد با منتقدین و ... اما بیراه نیست که تصمیم اخیر دولت را نقطۀ اوج این انتقادات بدانیم؛ آنجا که شوک بنزینی دولت بدون هیچ اطلاع قبلی به مردم وارد شد و در فاصلۀ کوتاهی سیل اعتراضات را در نقاط مختلف کشور به پا کرد و خسارات مالی و جانی زیادی را به بار آورد.
« این چه وضع مملکتداری است؟! »
« در این فشار اقتصادی، مردم همین یک قلم را کم داشتند!»
« این نئولیبرالهای بازارآزادی آخر زهر خودشان را ریختند...»
« حتما رهبری پاسخ درخوری خواهد داد!»
اما تمام این هیجانات و گمانهزنیهای برآمده از آن شوک، صبح فردا، با شوک بعدی همراه شد: سخنرانی شش دقیقهای رهبری در ابتدای درس خارج. رهبر تمام قد پشت این تصمیم ایستاد و از آنچه که "قانونی" تصویب شده حمایت کرد.
این سرعت در اعلام موضع و این حمایت همهجانبه نهتنها برای منتقدین که حتی برای بسیاری از طرفداران دولت نیز عجیب بود. دقایقی بعد موج واکنشها آمد:
«یعنی رهبری متوجه درد مردم نیستند؟»
«رهبری با بنزین سه هزار تومنی موافقاند؟»
«آقا هم تحت تاثیر اندیشۀ لیبرالهاست!»
« پس چرا طرف مردم را نگرفتند؟!»
و سوالات دیگری از این دست که همه نشان از دور از انتظار بودن این تصمیم و مخفیبودن منطق آن داشت. این که رهبری دقیقاً از چه چیز حمایت کرده و چرا کسی که خود در این سالها از منتقدین اصلی بسیاری از سیاستها و تصمیمات دولت بوده در چنین موقعیتی که داد مردم هم بلند است حمایت صددرصدی میکند و بارِ این تصمیم را از روی دولت برداشته و بین تمام قوا و کل حاکمیت تقسیم میکند؟ رهبری در صدد دفاع از چه چیزی است؟
پاسخ به این سوالات اگرچه با درنظرداشتن خط مشی کلی رهبری در طول سی سال زعامت ایشان دقیقتر خواهد شد اما با مرور همان شش دقیقه سخنرانی نیز تا حد زیادی روشن میشود؛ وقتی که ایشان تصریح میکند که "من از تصمیم سران قوا دفاع میکنم". سه قوهای که دو مسوولش مستقیم و دیگری غیرمستقیم از بستر جمهوریت نظام عبور کرده و منصوب شدهاند و در سازوکار برآمده از همان بستر برای نظام تصمیمسازی کردهاند.
جمهوریت در اندیشۀ رهبری نه صرفاً یک الگوی سیاسی موجود که اصلی برآمده از متن اسلام است (بیانات 14/3/83). چنین سازوکاری بهسبب نسبت مستقیم آن با شریعت و سنت بیشک تقدس داشته و صیانت از آن از هر چیز دیگری ضروریتر مینماید. صیانت از جمهوریت نیز تنها با حفظ و دفاع از عناصر مقوم آن یعنی متن قانون و ساختارهای قانونی ممکن است. این اصل چیزی است که همواره تحت حمایت رهبری است و این بار هم صراحتاً محور قرار گرفته و حمایت از هرچیز دیگری اعم از شخص رییس جمهور و دولت فعلی و سیاست اصلاح قیمت سوخت و ... در نسبت با همین فهمیده میشود. چنین دفاعی اگرچه در کوتاه مدت ممکن است برای نظام یا شخص رهبری هزینهساز بهنظر برسد اما در بلند مدت گام محکمی است در راستای برپایی و تقویم و اصلاح سازوکارهای جمهوریت نظام. این تصمیم نهتنها علیه منافع مردم نیست که مردمسالانهترین موضعی است که امام یک امت در مقام مدافع حقوق آن امت میتواند اعلام کند. البته که این موضع هیچ منافاتی با حق قانونی ملت برای اعتراض به تصمیمات حاکمیت ندارد بلکه خود بسترساز پیگیری مطالبات بهحق ملی است.
تقلیل موضع رهبری به دفاع از شخص خاص یا یک مصوبۀ خاص و یا حتی یک جهت سیاسی-اقتصادی خاص عمق خرد سیاسی ایشان را به حاشیه برده و منطق اصلی این تصمیم را در هیاهوی تسویه حسابهای سیاسی گم خواهد کرد.
فاطمه رایگانی
درس هایی از یک تصمیم ...
در دوران ریاست جمهوری و تصدی مقام اجرای قانون و شاگردی مکتب امام خمینی (ره)، مساله ی قانون و نقش آن در نظام سیاسی برایش خیلی مهم بود، ماجرای بنی صدر و برخورد قاطع امام خمینی (ره) با قانون گریزی او و دیگر نمونه ها، قانون را خط قرمزش ساخته بود و تصمیمی همیشگی برای مسئولیت هایی که بر دوشش بوده است، دفاع از حق مردم و قانون در هر شرایطی ...
این بار نیز با اینکه بیشتر مردم در شوک پیشنهاد دولت به جلسه ی سران قوا و به تبع آن تصمیم گیری و قانونی شدن سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین بودند و چهره ها همه نگران آنچه پیش خواهد آمد و در دیگر سو سیستم های اطلاعاتی و عملیاتی دشمنان نیز آماده اجرای برنامه های خود، بار دیگر رهبری تمکین به قانون را در دستور کار خود قرار داد.
در ساعاتی که نوک پیکان حملات رسانه های دشمن مردم ایران، دولت و پیشنهاد افزایش قیمت بنزین بود و در نهایت به سران قوا می رسید، رهبری حمایت خود را از قانون مصوب سران قوا اعلام می کند و هزینه های موقت این حمایت را به جان و دل می خرند چرا که باید قانون همیشه محترم باشد. رهبری از تصمیم سران قوا حمایت کردند نه از آنچه در مورد میزان افزایش قیمت یا نحوه سهمیه بندی و ... روی داده است و اگر تصمیم دیگری نیز از جلسه سران قوا می آمد، با آن نیز موافقت می کردند چرا که اصل بر حمایت از قانون است.
درک چرایی و نحوه ورود رهبری و نیز تبیین منطق حمایت ایشان، بی تردید می تواند در برهه حساس و فتنه گونه اخیر نیز، مایه رشد جامعه شود و از میانه آتش و فوران احساسات اعتراضی مردم ( بیایید در مورد اغتشاش گران در بخشی جداگانه سخن بگوییم)، ققنوس قانونمندی به پا خیزد و نوجوانان و جوانان را از راز عبور نظام از میانه ی بحران ها بیشتر و بهتر آشنا سازد.
هنگامی که مساله حمایت رهبری برایمان روشن شد، حال می توانیم با دیدی روشن تر جریان های اخیر را مورد مداقه قرار دهیم :
اول آنکه باور کنیم آتش فتنه ی برنامه ریزی شده ی دیگری در حال افروختن است و این فتنه، منتطر بستری برای فوران بود که برایش فراهم شد و حالا هم مساله بنزین برایش مهم نیست و نوع غارتگری و شرارت ها به خوبی این موضوع را نشان می دهد، کافی است روایت های شاهدان صحنه های تخریب و اغتشاش را بشنوید تا مطمئن شوید که الگویی آموزش داده شده و یکسان در حال اجراست و این اعتراض مردمی نیست و همچون چهل سال گذشته این دزدان پهلوی دیروز و دوستان منافق امروزیشان، حق اعتراض های ما را نیز به یغما می برند، کسانی امروز خود را رهبران اعتراض ها در ایران می دانند که دستانشان غرق در جنایت ها و کشتارهای همین مردمی است که به دروغ خود را حامی آنها می دانند و حالا که بستری فراهم دیده اند می خواهند حق محترم و قانونی اعتراض مردم را نیز بدزدند و اندکی خوراک رسانه ای برای دوستان لندن نشین خود فراهم آورند و چه هوشمندانه مردم خود را کنار کشیده اند و از حق خود گذشتند تا چهره دشمنان مردم که جز غارت نیاموخته اند رسواتر شود.
دومین مساله نیز آنکه زمانه ی فتنه، وقت تسویه حساب های سیاسی با جناح ها و افکار دیگر نیست، وقتی دشمن طمع می کند که آتش به کشور ما بیفتد ، زمان وحدت است و اگر فتنه را حاصل تصمیم و عمل گروه یا جریانی می دانیم، بهتر است خود را برای انتخابات و رشد مردم در انتخاب شایسته تر آماده سازیم و از بحث و جدل در این روزهای حساس دور باشیم.
اکنون باید بار دیگر پروانه وار دور ولایت حلقه زنیم تا از این مرحله نیز به سلامت عبور کنیم، هر چند درس های این روزها را نباید فراموش کرد اما دلمان گرم است و عزممان جزم که چون تو را نوح است کشتی بان... غم مخور
هبت اله شیری
بسم الله الرحمن الرحیم
منطقِ فقهی آیتالله خامنهای در حمایت از سهمیهبندی بنزین
حجت فاخری
مقدمه
سهمیهبندی بنزین مصوبهای است که بنا بر تصویب سران کشور یا بهعبارتدیگر سران سه قوه، در روزهای اخیر اجرایی شد و متأسفانه موجب شکلگیری آشوبهایی در سراسر کشور گردید و نتیجۀ آن تخریب و غارت اموال بیتالمال و همچنین جان باختن تعدادی از شهروندان بود. در همین ایام در روز یکشنبه 26/8/1398 آیتالله خامنهای در جلسۀ درس خارج فقه بعد از شرح حدیثی که مناسب حال این روزها هم بود، اشارهای کوتاه اما راهگشا و تعیینکننده وظایف مسئولین و مردم در خصوص مواجهه با سهمیهبندی بنزین، بیان کردند که بازخوردهای متفاوتی داشت و شاید برخی از مردم و حتی نخبگان انتظار چنین برخوردی را از این ایشان نداشتند؛ بنابراین برای بازخوانی و کمی روشن شدن تصمیم ایشان از منظر فقهی نکاتی در این نوشتار به آن اشاره خواهد شد.
اصل عقلی رجوع به خُبره
آیتالله خامنهای در ابتدای بیانات خود گفتند که در این حوزه سررشته ندارند و تخصص در این موضوع هم ندارند و این امر طبیعی است که ممکن است هر انسانی در بسیاری از مسائل تخصص نداشته باشد و امری دور از ذهن نیست؛ اما عقل و شرع مقدس برای تصمیمگیری در اینگونه شرایط که ممکن است تخصص لازم وجود نداشته باشد، مراجعه به اهل خُبره را بهعنوان راهحل مشکلات، موضوعات و مسائل معرفی میکند. در این خصوص هم ولیفقیه با توجه به همین اصل که گرچه کاملاً عقلایی و بدیهی است و کسی در آن تشکیکی ندارد، در موضوع موردبحث، بنا بر نظر کارشناسها تصمیم میگیرند.
تعارضِ نظرات کارشناسها در موضوع سهمیهبندی بنزین
ایشان در بخش ابتدایی بیانات خود اشارهای به این موضوع دارند که البته «نظرات کارشناسها هم در قضیۀ بنزین مختلف است، بعضی آن را لازم و واجب میدانند بعضیها مضر میدانند.» در این صورت است که دو نظر مختلف و معارض از جمعی کارشناس بهدستآمده است که راه برونرفت از این مسئله مراجعه به همان موارد جرحوتعدیل ادله و نظرات در صورت تعارض ادله و مستندات است و باید بررسی کرد که سرانجام در صورت ایجاد چنین تعارضی کدام نظر را باید برگزید؟ و یا اینکه اگر هر دو نظر از جهت قوت و ضعف در یک سطح بودند، حکم به بیاعتباری هر دو دلیل خواهد شد تا درنتیجه بنا بر نظر خود ولیفقیه عمل کرد؟
راهحل تعارض در نظرات کارشناسها
راهحل تعارض همانطور که قبلاً بیان شد بررسی مستندات و مؤیدات ادله است که در این خصوص باید مستندات و یا مؤیدات نظر کارشناسها بررسی شود. با توجه به نظر کارشناسها، قهراً هرکدام از دو نظر مطرح در خصوص لازم بودن سهمیهبندی و یا مضر بودن، مستندات و دلیل خود را در این زمینه دارد و بنا بر همان دلایل، نظری را برگزیدهاند، البته پرداختن به دلایل کارشناسها از موضوع این نوشتار خارج است که باید در جای خود بحث شود.
بنا بر اطلاع آیتالله خامنهای از وضعیت موجود در موضوع بنزین و با علم به نظرات کارشناسها در این خصوص، ایشان در بیانات خود تصریح کردهاند که سهمیهبندی، نظر سران سه قوه بوده است؛ بنابراین اجماع بین سران سه قوه، در مورد تصمیم برای سهمیهبندی بنزین گرفته شد، مؤیدی برای نظر کارشناسهایی است که سهمیهبندی بنزین را واجب و لازم میدانند، چراکه نگاه آیتالله خامنهای به تصمیم سران قوا، اولاً: نگاهی خوشبینانه دارند که به آن اعتماد باید کرد و شاید چارهای دیگر هم وجود نداشته باشد. ثانیاً: امارۀ دیگری مبنی بر ترجیح قول کارشناسهای موافق سهمیهبندی بر مخالفین وجود دارد که برای نمونه میتوان حفظ و تقویت مسئولین نظام و اعتماد به آنان باشد که از اوجب واجبات و اهم مسائل است که هر شخصی باید ملتزم به آن باشد و در راستای حفظ، تقویت و اقتدار نظام بکوشد. بنا بر آنچه بیان شد میتوان به دلیل فقهی که آیتالله خامنهای از سهمیهبندی بنزین حمایت میکنند، به گوشهای از آن اشاره شد.
"اصلی ترین راهبرد برای مقابله با دشمن در شرایط فعلی"
طی چهل سال گذشته ،از روز پیروزی انقلاب اسلامی ایرانتا امروز ،آنچه که لحظه ای متوقف نشده است و هر روز بیشتر از دیروز و هر سال بیشتر از سال قبل نمود داشته،دشمنی علنی،علیه جمهوری اسلامی ایران است.دشمنی که تنها هدفش سرنگونی و از هم پاشیدن جمهوری اسلامی است،دشمنانی که هر روز با متحدان ،آرایش جنگی و روش های غیر انسانی دیگری عرصه را بر مردم ایران تنگ تر میکنند،اگر چه گزینه جنگ نظامی ناکارامد شده ولی این بار میخواهند با فروپاشی داخلی و اجیر کردن عده ای اراذل به نام مردم،کشور را در چهل سال دوم از ریل انقلاب خارج کند.
اگر چه تا چند سال قبل عده ای چه در داخل و چه خارج کشور چشم امیدی به وعده های دروغ آمریکا و متحدانش داشتند ،ولی خوشبختانه امروز همه مردم کشور ، به ذات پلید و دشمنی بی حد و حصر آمریکا با ایران ،پی برده اند و شعار ها و دروغ های همیشگی شان دیگر برای مردم ایران معنی و مفهومی ندارد.
از برنامه تابستان داغ سال ۹۷ که سخت ترین تحریم ها علیه ایران اعمال شد و رفته رفته فشار ها به اوج خود رسید،این روز ها هم مجددا ،کشور گرفتار هجمه هایی است که باعث شده این روز ها شرایط کشور از حالت عادی خارج شده و فتنه گران و آشوب گران فرصت بیابند تا به اهداف دیرینه دشمنان جمهوری اسلامی جامه عمل بپوشانند.
دراین برهه حساس،اقشار مختلف مردم،با افکار،علایق و منافع متنوع و گاه متضاد،برداشت های متفاوتی از اتفاقات و اقتضائات دارند ،در چنین حالتی برای بسیاری از مردم،اطلاع از نظرو موضع رهبری،به عنوان یک رهبر ،راهبرد ساز و یکی از متفکرین معاصر جامعه اسلام،بسیار مهم است. چون به عنوان یکی از داده های بنیادی و تعیبن کننده،در دهنیت و تحلیل آنها موثر است و تمامی کنش های گفتاری یا رفتاری رهبر انقلاب ،حسن ختامی است بر اختلاف نگاه ها ،که همواره طی چهل سال گذشته؛همواره نظام با این رهنمود ها و راهبرد های ایشان ،فتنه ها و آشوب ها را با موفقیت پشت سر گذاشته است.
طی چند روز گذشته ،با توجه به مشکلات اقتصادی سال گذشته و تورم شدید در بازار،این بار افزایش قیمت و سهمیه بندی بنزین ،دردی شد بر درد های گذشته اقتصادی ،چند ساعت بعد از انتشار این خبر دشمن هم که مشخص شد، از قبل برنامه ریزی داشته اند وارد صحنه میشود و با اجیر کردن آشوب گران و هدایت، انها میخواهند ،اعتراضات به حق مردم را تبدیل به نا امنی و خسارت های سنگین نمایند.و ان قدر به ان دامن بزند،که مجددا به هدف اصلی خود ،که سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است جامه عمل بپوشاند.
رهبر معظم انقلاب که از قبل در زمان های مختلف ،این فتنه را پیش بینی کرده بودند،و فرمودند"اینکه آمریکایی ها گفتند،در سال ۹۷ چنین و چنان میکنیم،ممکن است فریب باشد،ممکن است در سال ۹۷ جنجال بکنند و نقشه را برای سال ۹۸ کشیده باشند،همه حواسشان را جمع کنند."و یا در دانشگاه امام حسین(ع) اعلام فرمودند"خرمشهر ها در پیش است"
رهبر معظم انقلاب علی رقم نظر برخی ، بسیار به موقع با ایراد مواضع خودشان در ابتدای درس خارج فقه ، به حق که این موضع گیری و در این زمان ،بهترین حالت ممکن بود و بهترین موضعی که میتوان برای مصلحت نظام در نظر گرفت،هر چند که به مذاق عده ای خوش نیاید :
در علم مدیریت تصمیمات راهبردی و کلان از حیث درجه اهمیت ،اصلا با تصمیمات میان مدت و کوتاه مدت ،قابل مقایسه نیست چرا که تحقق سایر تصمیمات و حتی ادامه حیات ان نظام یا سیستم منوط به تصمیم گیری های درست در راهبرد ها و کلان برنامه هاست. به قدری این موضوع در علم سیاست حایز اهمیت است که بقا یا فنای حکومت ها به تصمیمات رهبرانشان گره خورده است،و در این شرایط شاید بتوان اصلی ترین دلیل حمایت اینچنینی رهبر معظم انقلاب را همین مورد دانست. هر چند که ابعاد پنهان و پیچیده بسیاری در صحبت های ایشان به چشم میخورد:
ایشان هم باید،طرفدار مردم تحت فشار که به سختی روزگار میگذرانند،باشدو هم دست پنهان عناصر دشمن را رو کرده و اغتشاشات اراذل ضد انقلاب و منافقین را محکوم میکردند،
،هم به خواص پیام قانون مداری وحمایت از اصل تصمیم را منتقل میکردند و هم با بازگو کردن عدم نظر کارشناسی شان،و عدم تایید جزئیات و روش اجرای این طرح، صدای تصمیم ساختار و تبعیت از قانون حاکمیت را منعکس میکردند.
جمع همزمان این چندحیث در شرایط فعلی انصافا سخت است و البته امام خامنهای، رهبر روزهای سخت است والبته ایشان،با اعتدال به همه این مباحث اشاره کردند.
و اما در خصوص اصلی ترین منطق حمایت رهبر معظم انقلاب از این تصمیم باید گفت:در این زمان حفظ رسمیت دولت،و دفاع از ساختار های قانونی کشور و حمایت از مصوبات قانونی ،که البته همیشه از خطوط ایشان بوده و هست،جز اوجب واجبات است .در برهه ای که دشمن تصمیم داشت با اختلاف افکنی در بین مسئولین کشور،و ایجاد آشوب و ناامنی ،راه را برای ورود خودش به کشور باز کند،ایشان با ایراد این سخن در این زمان؛از کوچک ترین خلل یا تضاد و یا اختلاف نظر سیاسی جلوگیری نمودند.و همان طور که در فتنه ۸۸ هم زیر بار روال خارج از قانون نرفتند اينبار نيز روال قانوني را رسميت داده و معتبر دانستند و مجددا با یاد اوری این نکته که حفظ اصل نظام تنها با حفظ ساختار های نظام امکان پذیر است،این نقشه دشمن را هم نقش بر آب کرده و یک بار دیگر وحدت و انسجام نظام اسلامی را در چهل ساله دوم آن به رخ جهانیان کشیدند.
منبع: کانال قلم تراز در بله